اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

111

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

اين نامه‌ام را به تو داد ، خدا بخواهد بسوى من رهسپار شو و آنچه از مال مسلمانان نزد تو است با خود حمل كن . » پس چون اشعث نامه اش را خواند ، بسوى وى رهسپار شد . و به يزيد بن قيس ارحبى نوشت : اما بعد فانك ابطات بحمل خراجك و ما ادرى ما الذى حملك على ذلك غير انى اوصيك بتقوى الله و احذرك ان تحبط اجرك و تبطل جهادك بخيانة المسلمين فاتق الله و نزه نفسك عن الحرام و لا تجعل لى عليك سبيلا فلا اجد بدا من الايقاع بك و اعزز المسلمين و لا تظلم المعاهدين * ( و ابتغ فيما آتاك الله الدار الآخرة و لا تنس نصيبك من الدنيا و احسن كما احسن الله اليك و لا تبغ الفساد فى الارض ان الله لا يحب المفسدين ) * [ 1 ] . « همانا در فرستادن خراجت دير كردى و نميدانم تو را چه بر آن داشته است ، جز اينكه من تو را به پرهيزگارى خدا وصيت مىكنم و از اينكه با خيانت كردن با مسلمانان اجر خود را ضايع كنى و جهاد خود را باطل سازى بيم مىدهم ، پس خدا را پرهيزگار باش و خود را از حرام دور بدار و براى من بر خود راهى قرار مده تا ناچار گردم تو را عقوبت كنم و مسلمانان را عزيز بدار و بر ذميان ستم مكن و در آنچه خداى به تو داده است ، سراى آخرت بجوى ، و بهره خويش را از دنيا فراموش مكن ، و چنان كه خدا با تو نيكى كرده است نيكى كن ، و تبهكارى در زمين را مجوى همانا خدا تبهكاران را دوست نمىدارد » . و به سعد بن مسعود عموى مختار بن ابى عبيد فرماندار مدائن نوشت : اما بعد فانك قد أديت خراجك و اطعت ربك و ارضيت امامك ، فعل البر [ 2 ] التقى النجيب ، فغفر الله ذنبك و تقبل سعيك و حسن ما بك [ 3 ] ، « همانا تو بشيوه نيكوكار پرهيزگار

--> [ 1 ] س 28 ى 77 . [ 2 ] ل ، ب ، الممر . [ 3 ] اشاره به آيه 29 و نيز آيه هاى 25 و 40 س 38 و آيه 14 س 3 .